خرید بک لینک
شمال شهرچشمانت هوا هرروز بارانی ستدلی در سینه‌ات داری که شبهایش چراغانی ستیقین دارم زمین می سوزد از خورشید آغوشتولی در سایه‌اش بارانی از احساس،پنهانی ست! تو را می بینم و اردیبهشتی می شود روحممن ازعشق تولبریزم ، برای دیگران جا نیستنسیم آورده عطرت را سرهرکوچه می پاشدتمام فصل‌های باغ دنیایم گل افشانی ستبرای اولین بار است من اینگونه بیتابماز این احساس میترسم که خود آغاز ویرانی ستتمام شاعران از دیدنت بی شک به وجد آیندغزل پردازی چشمت برای شاعران آنی ستکمی انصاف هم بد نیست ،باقلبم مدارا کننمک پرورده‌ی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 20:25

حرفی به رنگ آینه دارم برای عشق :جامانده روی ساحل دل ردّ پای عشقمن گیسوان آینه را شانه می زدموقتی حلول کرد به روحم خدای عشق روحم به اهتزاز درآمد پرنده شدمرغی رها شداز قفسش درهوای عشقخورشید پشت پنجره خندید وبوسه زدبرقلب سرد و یخ زده ام ،با دعای عشقناقابل است جانِ به رویا رسیده ام باید که ریخت هستی خودرا به پای عشقدر امتداد هر عطش احساس می کنمچون چشمه ای پر از تپشم لابه لای عشقصدها غزل نوشتم و غربت تمام شدپاینده ام به لطف تو ای آشنای عشق****زیباترین شکوفه ی باغم ، تبسممتقدیم چشمهای تو و چشمهای عشق

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 20:25

تا به کی پنهان کنم در سینه‌ی تنگم تورا؟سوختم من،سوختم من،سوختم دیرآشناآبرویم در خطر باشد اگرافشاشوددرد سنگین‌تر از این باشد مگر درجان ما! خوش براحوال دلم ،خاکسترش برباد رفتنیست از او جز غباری مختصر درزیرپاآنچنانی که خودم می خواهم امشب میروممی روم تنهای تنها بازهم تا انزواخوب می دانم نفهمیدی که منظورم چه بودباز می گویی: تو مشکوکی به عشق من چرا؟بی خیال قافیه بگذار تابو بشکنمقرض کردم مصرعی از شاعر" قصاب" هاهیچ کس پیدا نشد تا شورشی برپا کنم(اهل دل‌ بی شورش مطرب نیاید در سماع)#زهراضیایی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 20:25

جیران! عروس باغ‌ تخیُل لچَک نداشتاردیبهشت ِ دلبری ِ او بزَک نداشتوقتی نسیم در تن او رقص می گرفتآن شور و حال و هلهله را قاصدک نداشت با اینکه غم ، بلور تنش را شکسته بودسرمست بود و شاد که روحش ترک نداشتقلبش پر از امید و سکوتش ترانه بودبغضش زلال بود و کم از نی لبک نداشتباهیچ‌کس به غیرخودش درد دل نکرداز هیچ کس توقع لطف و کمک نداشتبا آنکه آسمان نفسش را سیاه کردهرگز به مهربانی خورشید شک نداشت***آن دست دوستی که به دشمن سپرده بودای کاش می شکست که یک جو ، نمک نداشت#زهراضیایی#بروجنی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 20:25

صفحه بندی